جمله پند آموز

کوه


ارزش هر کس به قدر خرد اوست
کوه دَماوَند کوهی در شمال ایران است که بلند ترین کوه ایران و خاورمیانه[۱] و بلند ترین قلهٔ آتشفشانی آسـیا است[۵]. این کوه در قسمت مرکزی رشته‌کوه البرز در جنوب دریای خزر و در بخش لاریجان شهرستان آمل قرار دارد.[۶] کوه دماوند که از نظر تقسیمات کشوری در استان مازندران قرار دارد، به هنگام صاف و آفتابی‌بودن هوا، از شهرهای تهران، ورامین و قم و همچنین کرانه‌های دریای خزر قابل رؤیت است.[۷] کوه دماوند در سی‌ام تیرماه سال ۱۳۸۷ به عنوان نخستین اثر طبیعی ایران در فهرست آثار ملّی ایران ثبت شد.[۸] همچنین کوه دماوند از سال ۱۳۸۱ به عنوان «اثر طبیعی ملّی» در شمار مناطق چهارگانهٔ ارزشمند از نظر حفاظت محیط زیست قرار گرفته‌است.[۹]
از دماوند در اساطیر ایران هم یاد شده‌است و شهرتش بیش از هرچیز به این سبب است که ضحاک (پادشاهی ستمگر و اژدهافش) در آن به بند کشیده شده‌است.[۱۰] در آثار ادبی فارسی نیز فراوان به این اسطوره و به طور کلّی‌تر کوه دماوند اشاره شده‌است.[۱۱] دماوند دارای چشمه‌های آب گرم لاریجان، اسک و وانه است.

منابع مختلف اندازه‌های گوناگونی برای ارتفاع کوه دماوند از سطح آب‌های آزاد ذکر کرده‌اند. به نقل از درگاه ملّی آمار ایران، ارتفاع این کوه ۵٬۶۱۰ متر است[۱۳]؛ منابع دیگر، از جمله پایگاه ملّی داده‌های علوم زمین ایران و وب‌گاه رصدخانهٔ زمین ناسا، ارتفاع ۵٬۶۷۰ متر[۱۴][۱] و ۵٬۶۷۱ متر را نیز برای قلّهٔ این کوه ذکر کرده‌اند. دایرةالمعارف فارسی فهرستی شش موردی از ارتفاع‌هایی را که برای این قلّه آمده‌است ذکر می‌کند که از ۵٬۵۴۳ تا ۶٬۴۰۰ متر می‌رسد.[۲]
ارتفاع نسبی دماوند، که با اندازه‌گیری ارتفاع قلّه نسبت به پست‌ترین درّهٔ بین این قله و نزدیکترین قلّهٔ مرتفع‌تر تعیین می‌شود، ۴۶۶۱ متر است که دماوند را در ردهٔ دوازدهم بلندترین قلّه‌های دنیا از نظر ارتفاع نسبی قرار می‌دهد.

این قلّه در ۶۹ کیلومتری شمال شرقی تهران، ۶۲ کیلومتری غرب آمل و ۲۶ کیلومتری شمال شهر دماوند واقع شده‌است.
رودخانهٔ تینه در شمال، رودخانهٔ هراز در جنوب و شرق و رودخانهٔ دلیچای در غرب این کوه واقع شده‌اند.
قلّهٔ دماوند در شرق کوهستان البرز مرکزی (استان مازندران) از رشته‌کوه البرز قرار دارد. قلّه‌های مجاور آن ورارو، سه سنگ، گل زرد، کاعون (کبود) و میانرود است.

کمینهٔ دمای هوا در ارتفاعات دماوند تا ۶۰ درجه زیرصفر (در زمستان) و تا یکی-دو درجه زیر صفر (در تابستان) پایین می‌آید.

سرعت توفان در دماوند گاهی از ۱۵۰ کیلومتر در ساعت می‌گذرد. سرعت باد در کوهپایه‌ها گاه به هفتاد کیلومتر در ساعت می‌رسد. بیشتر بادها از غرب و شمال غربی می‌وزند.

میانگین بارندگی در ارتفاعات دماوند ۱۴۰۰ میلی‌متر در سال است و بارش در ارتفاعات معمولاً به صورت برف است.

فشار هوا در قلّهٔ دماوند نصف فشار هوا در سطح دریا است.

دماوند یک کوه آتشفشانی مطبّق[۱۹]* است[۲۰] که عمدتاً در دوران چهارم زمین‌شناسی موسوم به دوران هولوسین تشکیل شده و نسبتاً جوان است.[۲۱] فعّالیّت‌های آتش‌فشانی این کوه در حال حاضر محدود به تصعید گازهای گوگردی است.[۲۲] آخرین فعالیت‌های آتشفشانی این کوه مربوط به ۳۸۵۰۰ سال قبل بوده‌است.[۱۴]
دماوند یک آتشفشان خفته است که امکان فعّال شدن مجدد آن وجود دارد.[۲۳] در برخی از سال‌ها از جمله سال ۱۳۸۶، دود و بخارهایی از قله خارج شد که برخی از شاهدان آن را گواهی بر فعّال شدن این آتشفشان پنداشتند. اما در حقیقت در سال‌های پر بارش، با نفوذ آب به درون قله و برخورد سنگ‌های داغ، جریانی از بخار آب از دهانه قله خارج می‌شود و چنین به نظر می‌رسد که فعالیت‌های آتشفشانی صورت گرفته‌است.[۲۴]
قطر دهانه این آتشفشان در حدود ۴۰۰ متر است[۲۵][۲۶] که دریاچه‌ای از یخ آن را پوشانده‌است. ‏[۲۴] همچنین نشانه‌هایی از وجود دهانه‌های قدیمی در پهلوهای جنوبی و شمالی کوه ملاحظه می‌شود.

نام دماوند به دو صورت مشهور دماوند و دنباوند (با زبر یا پیش دال) ضبط شده‌است.[۲۷]‏[۲] حتی در بعضی مآخذ هر دو صورت نام آمده‌است.[۲۸] صورت دیگری که از نام این کوه ضبط شده‌است دباوند است.[۲۹] این کوه را با نام‌های کاملاً متفاوت بیکنی و جبل لاجورد نیز ثبت کرده‌اند.[۳۰] «نام دماوند در تورات آمده و صورت کهن آشوری آن «بیکن» است (ری باستان ۲/۶۴۲)»[۳۱][در کجای تورات]
در مورد دلیل نام‌گذاری دماوند در فرهنگ معین آمده‌است: «دم (دمه، بخار) + اوند = وند؛ دارای دمه و دود و بخار (آتشفشان)»[۳۲]
احمد کسروی دربارهٔ نام‌گذاری دماوند یا دنباوند نظر کاملاً متفاوتی دارد.[۳۳]*. وی با استدلال‌هایی نسبتاً پیچیده نام‌گذاری «نهاوند» و «دماوند» را مرتبط می‌داند و می‌نویسد «در زبانهای باستان «نها» به‌معنی پیش و «دما» به‌ضم دال به‌معنی پشت و دنبال بوده،...»[۳۴] و در مورد «وند» می‌نویسد:««وندن» در زبانهای باستان ایران به‌معنای «نهادن» بوده[...] یکی از معناهای «نهادن» واقع شدن و ایستادن برجایی است.[...] و ناچار «وندن» نیز همان معنی را داشته و «وند» که ماضی آن است به‌معنی نهاد، برجایی ایستاد (واقع‌شد) می‌آمده‌است»[۳۵] او در ادامه نتیجه می‌گیرد:«پس «نهاوند» یعنی شهر یا آبادی یا قلعهٔ ایستاده در پیش‌رو و «دماوند» یعنی شهر یا آبادی یا قلعهٔ ایستاده در دنبال و پشت.[۳۶]
ناصرخسرو قبادیانی بلخی در اوایل سفرنامه خود در باب کوه دماوند آورده است : «میان ری و آمل کوه دماوند است مانند گنبدی که آن را لواسان گویند» . لواسان در زبان پارسی میانه (پهلوی) به معنای تیغه کوهی است که محل طلوع خورشید می باشد.

دماوند در اساطیر ایران جایگاه ویژه‌ای دارد. شهرت آن بیش از هر چیز در این است که فریدون از شخصیت‌های اساطیری ایران، ضحاک را در آنجا در غاری به بند کشیده‌است[۳۷]* و ضحاک آنجا زندانی‌است تا آخرالزمان[۳۸]* که بند بگسلد و کشتن خلق آغاز کند و سرانجام به دست گرشاسپ کشته شود.[۳۹] هنوز هم بعضی از ساکنین نزدیک این کوه باور دارند که ضحاک در دماوند زندانی است و اعتقاد دارند که بعضی صداهایی که از کوه شنیده می‌شود، ناله‌های هموست.[۲]
در تاریخ بلعمی محل زیست کیومرث کوه دماوند دانسته شده‌است[۴۰] و گور فرزند وی هم آنجا دانسته شده‌است. با این تفصیل که چون فرزندش کشته شد خداوند چاهی بر سر کوه برآورد و کیومرث فرزند را در چاه فروهشت. بلعمی سپس از مغان نقل کند که کیومرث بر سر کوه آتش افروخت و آتش به چاه اندر افتاد و از آن روز تا امروز (روزگار بلعمی) ده پانزده بار پرزند و به هوا برشود و از مغان نقل می‌کند که این آتش دیو را از فرزند او دور دارد.[۴۱] به گفتهٔ تاریخ بلعمی جمشید به طبرستان به دماوند بود که سپاه ضحاک به وی رسید.[۴۲]. بنا به روایتی نبرد لشکر فریدون به سپاهسالاری کاوه با ضحاک در حوالی دماوند بود.[۴۳] دماوند بار دیگر در گاه پادشاهی منوچهر مطرح می‌شود؛ آرش کمانگیر از فراز آن تیری انداخت تا مرز میان ایران و توران را تعیین کند.[۴۴]
بعدها با پا گرفتن اساطیر سامی در ایران برخی شخصیت‌های این اساطیر هم با دماوند ارتباطاتی یافتند. از جمله «عوام [...] معتقدند که سلیمان‌بن داوود، یکی از دیوان را که «صخر المارد» (سنگ سرکش) نام داشت در آن‌جا زندانی نمود. گویند، بر قلهٔ دماوند، زمین هموار است و از چاهی که بر فراز آن قرار دارد، روشنی بیرون آید.»

آشوریان این کوه را کان سنگ لاجورد می‌انگاشتند. البته ایشان در خطا بودند و سنگ لاجورد از بدخشان می‌آمده‌است. در زمان تاخت و تاز آشوری‌ها به فلات ایران این کوه بخشی از حدود مادها شمرده می‌شده و در متن‌های آشوری هم بدان اشاره‌شده‌است. سارگون دوم در لشکرکشی خود سرزمین‌های تا کوه دماوند را خراج‌گزار خود نموده بود. در زمان اسرحدون نیز آشوری‌ها تا پای کوه دماوند لشکر کشیده‌بودند.[۵۲] اما به‌پیشروی ادامه ندادند چون دماوند و آن‌سوترش کویر لوت را پایان دنیا می‌پنداشتند.[۵۳]
دیاکونوف سنت گذاردن پیکر مردگان در کوه‌ها را آیین مغانی می‌انگارد که در دامنه دماوند می‌زیسته‌اند و آیین خود را به دیگر جاهای ایران پراکندند.[۵۴] در دامنهٔ دماوند تعداد زیادی گور پیش از تاریخ وجود دارد.

در سده هشتم میلادی در پای کوه دماوند دژی بوده‌است که موبدی زرتشتی به نام مَس‌مُغان و پیروانش در آن می‌زیسته‌اند و این دژ به فرمان المهدی خلیفه عباسی ویران‌گشته و مس‌مغان نیز کشته شد.[۵۶] مس‌مغان (به عربی کبیرالمجوس) لقب بزرگان خاندان قارن بوده که تبار پارتی داشته و دارای سرزمین‌هایی در پای دماوند بوده‌اند.[۵۷]
غازان خان ایلخان مغول در ۴ شعبان ۶۹۴ (هجری) در لارِ دماوند به دست شیخ صدرالدین غسل کرد و مسلمان شد.[۵۸]
«در حدودالعالم آمده که ویمه و شلنبه دو شهرست از حدود کوه دنباوند و اندر وی بتابستان و زمستان سخت سرد بود و ازین کوه آهن افتد.(حدودالعالم. ص ۱۴۷)»[۵۹]
در دوران سلطنت دودمان پهلوی از نقش کوه دماوند و خورشید در حال تابش از پشت آن به عنوان نماد ایران زمین بهره می‌بردند.
ساعت : 11:44 am | نویسنده : admin | مطلب بعدی | مطلب قبلی

کوه | next page | next page